مرتضى راوندى

54

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

گرايش فكرى گويندگان با مطالعهء آثار منظوم و منثور شعرا و نويسندگان ، نه تنها با سبك ادبى آنان آشنا مىشويم بلكه مىتوانيم تا حدّى محيط اجتماعى ، اقتصادى و سير انديشه‌هاى فلسفى ، عرفانى و مذهبى را در هر دوره مورد مطالعه و تحقيق قرار دهيم « هر موضوع و فكرى شكل و قالبى براى تعبير لازم دارد خوانندگان يك اثر ادبى از روى مطالعه و آشنائى با شكل اثر ، معنى را كه منظور گوينده است مىيابند » « 1 » چون فكر در قالب جمل بيان مىشود ، بنابراين از مطالعهء آثار منظوم و منثور ادبى هر دوره مىتوان به پايهء فرهنگ و دانش عمومى مردم در آن دروان تا حدّى پى برد . اثر هر گوينده ، مظهر و نماينده طرز بينش و ادراك اوست از جهان و محيطى كه در آن زندگى مىكند ، - به‌عنوان مثال از مطالعهء اشعار ناصر خسرو قباديانى مىتوان به دلبستگى او به مذهب اسماعيليّه و توجّه و علاقه او به طبقات زحمتكش اجتماع ، و مخالفت شديد او با روحانى نمايان و سلاطين مستبد و ستمگر ، و دشمنى وى با دستگاه فاسد خلفاى عباسى پى برد . - همچنين از مطالعه آثار حجة الاسلام غزالى مىتوان به خوبى با محيط اجتماعى و فكرى دوران او آشنا گرديد . به‌طور كلى ادبا و شعرا براى آنكه قادر باشند اثرى ارزنده و جاويدان به جهان ادب عرضه كنند ، بايد اطلاعاتى كلى و عمومى از علوم و معارف زمان خود داشته باشند يعنى از تاريخ عمومى جهان معاصر و كشور خود ، از حكمت و فلسفه و جهان‌بينى صاحبنظران بزرگ ، از علم الاديان و فرق گوناگون مذهبى و اصول عقايد و انديشه‌هاى آنها ، از علوم مثبته و دانش‌هائى كه مورد نياز مردم است و به سعادت و بهروزى مردم كمك مىكند ، مانند علم طب و علم هندسه و ديگر دانش‌ها ، كم‌وبيش اطلاعاتى كسب كنند و بطور كلى يك نويسنده يا شاعر واقعى بايد جامعه‌يى را كه به نظم يا به نثر به توصيف خصوصيات آن مىپردازد از جهات مختلف بشناسد . غير از دانش‌هاى اجتماعى ، اهل ادب بايد علوم و دانش‌هاى ادبى ، يعنى صرف‌ونحو و معانى و بيان و فنون ادبى و دستور زبان و نقد شعر و نقد آثار ادبى منثور و منظوم را به كمك سبك‌شناسى ، و علم عروض و قافيه را كه هردو ويژه نظم است به خوبى فراگيرند البته كسانىكه با اين ظرايف ادبى آشنايى دارند به خوبى مىتوانند از استعمال درست يا نادرست قوافى ، و اوزان اشعار آگاه گردند و آثار منظوم ادبى را از جهات مختلف مورد نقدوبررسى قرار دهند . به‌نظر استاد بهار : « سبك‌هاى دوره سامانى ، غزنوى و سلجوقى به‌تدريج تطور يافته در اين دوره مبتكرى كه تصرفاتش در تغيير سبك كاملا نمودار باشد ، ديده نشده است . . .

--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 350 .